تبلیغات
صوفی - قصه هجدهم
کفر کافر را و دین دیندار را-------ذره ای دردت دل عطار را

قصه هجدهم

نویسنده :صوفی
تاریخ:سه شنبه 28 آبان 1387-02:35 ب.ظ

بسط

معشوقه برقع انداخت!

معشوق کرشمه ای کرد، تلافی صد جفا کرد.

احوال دیگران دانستیم.

خدایا!

می ترسم!

از همانی که پیش گفتمت.

بر این ترسم از نزد خویش امنی قرار ده.

به فضل و کرم و ...

نه خدایا!

به همه اسماء و صفات خویش.



نوع مطلب : فارغ از غیر  هجرت  چهل قصه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر