تبلیغات
صوفی - قصه بیست و یکم
کفر کافر را و دین دیندار را-------ذره ای دردت دل عطار را

قصه بیست و یکم

نویسنده :صوفی
تاریخ:جمعه 1 آذر 1387-09:43 ق.ظ

عصیان
خدایا!
غلط کردم!
حواسم پرت شد!
غافل شدم!
خسته بودم، عقلی که عقل شده بود خواب رفت!
نه!
شأن پایین عقل، هوی و هوسم عقل پاک را خواب کرد!
و این همه منم!
خدایا!
به عظمتت قسم غلط کردم!
از عقوبتت می ترسم!
خدایا!
غلط کردم!



نوع مطلب : فارغ از غیر  هجرت  چهل قصه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot problems
شنبه 18 شهریور 1396 05:18 ب.ظ
A person essentially assist to make critically posts I
might state. That is the first time I frequented
your website page and thus far? I amazed with the research you made
to make this actual publish extraordinary. Fantastic task!
How much does it cost for leg lengthening?
دوشنبه 30 مرداد 1396 11:41 ق.ظ
Wonderful beat ! I wish to apprentice whilst you amend your
web site, how can i subscribe for a weblog web site?
The account aided me a applicable deal. I have been a little
bit familiar of this your broadcast offered vibrant clear idea
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر