تبلیغات
صوفی - قصه سی و پنجم
کفر کافر را و دین دیندار را-------ذره ای دردت دل عطار را

قصه سی و پنجم

نویسنده :صوفی
تاریخ:جمعه 15 آذر 1387-02:37 ق.ظ

رضا

خدایا!

راضیم به رضای تو!

نه!

اصلا من جز تو را نخواهم!

همه ی عالم به یک ورم هم نیست،

جانا!

ای تمام هستیم!

نظر تو برنگردد!

آخر مگر مرا کسی جز تو هم هست!

عالمی نباشد و تو باشی غمی نیست!

تو نباشی عالمی نیست!

جانا!

از تو غافل نشوم.

خوشم،

خوش به اینکه هر لحظه تو با منی،

تو از این حیات دنیوی هم به من نزدیک تری!

.

.

.

آری،

عید قربان نزدیک است!



نوع مطلب : فارغ از غیر  هجرت  چهل قصه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر