تبلیغات
صوفی - قصه سی و ششم
کفر کافر را و دین دیندار را-------ذره ای دردت دل عطار را

قصه سی و ششم

نویسنده :صوفی
تاریخ:جمعه 15 آذر 1387-11:14 ب.ظ

خلوص

اصلا آیا جز تو خواستنی هست!
هر که تو را خواست رست،
و هر که تو را نخواست جان را خست،
خواهان تو جمله عالم را دارد،
وهیهات بر من!
هیهات بر من که تو را بخواهم از این رو که جمله عالم می خواهم!
خدا!
این عالم را به خودش دادم!
زینهمه هیچ نخواهم!
ما را حضوز تو و درک حضور تو و رضای تو و درک رضای تو و هر آنچه تو دانی و خواهی خوش است!
خدایا!
دمی بی تو نباشم!


نوع مطلب : فارغ از غیر  هجرت  چهل قصه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر