تبلیغات
صوفی - شعله اول
کفر کافر را و دین دیندار را-------ذره ای دردت دل عطار را

شعله اول

نویسنده :صوفی
تاریخ:چهارشنبه 30 بهمن 1387-08:13 ب.ظ

پدر ما را درآوردی،

یک بار گوشه برقع کنار زدی،

غلغله ای در عالم به پا کردی،

من نیز جزئی از این عالم،

بی خواب و خورمان کردی،

از تو پیش چه کسی شکایت کنم!

آخر اگر بخواهم طاقچه بالا بگذارم و بگویم ناز نمی کشم که این بازی را باخته ام،

مگر مجنون تو کم است.

من چه کنم!

دردم را چه کنم که درمانیش نیست.

چه کنم با این درد.

زارم کردی.

به دادم رس



نوع مطلب : فارغ از غیر  چهل قصه  هجرت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر