تبلیغات
صوفی - شعله نهم
کفر کافر را و دین دیندار را-------ذره ای دردت دل عطار را

شعله نهم

نویسنده :صوفی
تاریخ:جمعه 9 اسفند 1387-12:33 ق.ظ

هوالهو

بی خبر،

بی نگاه،

از کنار هم فقط عبور می کنیم،

 

عابریم،

رهگذار جاده ای غریب،

هر که هست با همه غریب،

با خودش غریب،

در فتاده ایم در فریب،

 

ما فریب خویش می خوریم،

ما فریب انعکاس می خوریم،

فریب اینکه کارمان عبور نیست،

گذار نیست،

باهمیم!

 

ما فریب انعکاس می خوریم،

انعکاس او که در دل است،

او که خود دل است.

 

خوب،

جانِ من،

دیگر این فریب خوردنی است؟

دیگر این سرای ماندنی است؟

 

دل هوای کوی دوست می کند،

زین هویِ دون به ناکجا هبوط می کند،

دل دل است،

کار او تپیدن است،

کار او به هر دم انقلابِ نو،

روزِِ نو،

حالِ نو،

دل دل است.

 

صوفا! کی رسد تو خود شوی؟

که به پایِ قیمتی ترین حیات این حیات را فدا کنی؟

صوفیا! کی تو خرقه پاره می کنی؟

کی ز جامِ صافیش جرعه نوش می کنی؟

 

صوفیا!

با توام!

خفته ای!

باز کنج خانِقَه نشسته ای؟

ذکرِ پوچ می کنی؟

با خیالِ باطلت عروج می کنی؟

 

صوفیا!

عبور کن،

رهگذار باش،

ولی فریب خویش را مخور،

با همه غریب شو،

آشنایت انعکاسِ اوست،

او که در دل است،

او که خود دل است،

پس به مرکبش نزول کن.

 

زین خیالِ خود عبور کن،

بر هرآنچه در میانتان گذشت رهگذار باش،

اینچنین عروج کن.

ذکر این عبور توست،

این گذار توست،

بی هیچ انتظار،

بی هیچ انتظار.

 

8  اسفند ماه  1387



نوع مطلب : فارغ از غیر  چهل قصه  هجرت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
امیرعلی
یکشنبه 11 اسفند 1387 01:30 ب.ظ
قالب جدید...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر