تبلیغات
صوفی - شعله بیست و هشت تا سی ام
کفر کافر را و دین دیندار را-------ذره ای دردت دل عطار را

شعله بیست و هشت تا سی ام

نویسنده :صوفی
تاریخ:چهارشنبه 28 اسفند 1387-06:36 ق.ظ

عرض کردم استاد قصد و عزم کاری دارم،

فرمودند چه کاری؟

عرض کردم شخصی است،

در مورد خودم است،

فرمودند چه کار می خواهی بکنی؟

عرض کردم می خواهم همان بت های نفسانی را بشکنم.

یک لبخندی زندند و فرمودند که به شرع پایبند باش کار خاصی نمی خواهد بکنی،

به اخلاقیات پایبند باش،

همه چیز درست می شود.

نظر بلندی بود.

لیکن من هم قصدم همین پایبندی بود.

الحمدلله



نوع مطلب : فارغ از غیر  چهل قصه  هجرت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
hamid
جمعه 25 اردیبهشت 1388 04:37 ب.ظ
salam.ayame fatemie ro tasliat migam
پاسخ صوفی : سلام
و همچنین
امیرعلی
سه شنبه 18 فروردین 1388 01:53 ب.ظ
تخته کردی؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر